این طفل یتیم من دربدر شود
اتیش ..... دختره مرده !!!
اینم دسته خودمه !!!.........بهت که گفتم من یه دیوونم.....گفتم جنون دارم !!!........این طوری خوشکلم نه ؟؟؟
![]()
اینطوری دوسم داری ؟!!![]()
اتیش.......دختری از جنس نفرت !!! <~~~~
خود کشی اسونه !!! 
وقتی دنیات جهنم باشه
اینم دسته خودمه !!! <<<~~~ اتش !!!

گفتم نگاه کن به من ببین که کم میاری !!
گفتی که وقتی می رفت نگفت دیگه نمیاد
گفتم که قسمت این بوود !...شاید تورو نمی خواد
گفتی که وقتی دریا رنگ غروب می گیره
گریه میاد سراغم !!بهونشو میگیره
گفتم حالا که رفته...!!بیا فراموشش کن
گفتی مگه میتونم ...؟! لبت رو خاموشش کن
-->>> آتش ....! <<<--
رو به روم شبو سیاهی….
!بی کسی پشت سرم… نمیتونم که بمونم !
باید از تو بگذرم …
دارم از نفس می افــتـــم …تو هجوم سایه هاآآ..
کاشکی بشکنه دوباره بغض ایِِِن گلایه هااا !!
اون که میشکنه تو چشمااااااااااای تو تصویر منه ….
گم شدن تو این شبه برهنههه …تقدِِیِر منه !!

وقتیکه می رفتیم با پای پیاده
گفتی فقط یادت باشه یه دوستیه ساده
هیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه
یه روز خواستیم جداشیم بریم خیلی ساده
این بارون چشمام تمومی نداره
آخه دلم برای تو یه بیقراره
با پای برهنه
دویدی داخل سرنوشتم
کف پاهات از اشک های نفر قبلی خیس بود
حالا جای پاهات روی قلب ِ سیمانی من
چه گود شده ...
با پاهای برهنه
برهنگی سادگیم رو
به رخم کشیدی
و من چه ساده
لباس زخیم ِ بی اعتمادی تنش کردم
طوری که
دیگه هیچ پابرهنه ای
طرفم نمیاد.
آره همش بهونه بود مسئله یاردیگه بود دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود
برو با یارت عزیزم رها کن این تنه منو الهی صدساله بشه عشق قشنگت عزیزم
امایه قول بهم بده یارتو تنها نزاری که مثل من اسیر بشه آواره از خونه بشه
منم یه قول بهت میدم یه روزفراموشت کنم عشقتو خاکستر کنم اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی بگو که مثل من بشه
زجر جدایی بکشه
همیشه همینطور است . . . یکی می ماند تا روزها و گریه ها را حساب کند . . . یکی می رود تا در قلبت بماند ، تا ابد . . . تا اشک هایت را پشت پایش بریزی . . . رسم رؤیاها همین است . . . که تنها بمانی
با اندوه خویش . . . روزها و گریه ها را به آسمان خالی ات سنجاق کنی !
باید باور کنی که بر نمی گردد . . . تا بگوئی چقدر شبها ، سر بی شام و چشم بی خواب بر زمین گذاشته ای . . . تا بتوانی هر صبح با یک شاخه گل ارزان . . . منتظرش بمانی !
تا بتوانی هر صبح با یک شاخه گل ارزان . . . منتظرش بمانی !
تا بتوانی هر صبح با یک شاخه گل ارزان . . . منتظرش بمانی !
تا بتوانی هر صبح با یک شاخه گل ارزان . . . منتظرش بمانی
باز شعله بر کشید بر این دلم از آن وجودت باز این قلب و دلم آتش گرفته از سرودت که حالا اسمم شده اتش !!!
آخ یادش بخیر اونروزا که ما باهم آشیونه داشتیم
تو شعر و کتاب تو جام شراب حرف عاشقونه داشتیم
واسه عشمون چه قده بهونه داشتیم
واسه عشمون چه قده بهونه داشتیم
آخ یادش بخیر یادش بخیر
آخ یادش بخیر آخ یادش بخیر

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست. لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی.پرهایش را بزن....خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند
بیا سر مزار من و یک گل رز روی قلبم بزار تا همیشه
اون قولی رو که بهت داده بودم رو به خاطرم بیارم .
ولی اگه تو مردی من فقط یک بار میام سر مزارت و
اون دسته رز سفید که با خون خودم سرخشون کردم بهت
هدیه میکنم و همونجا عاشقونه کنارت جون میدم که بفهمی
هیچوقته هیچوقت تنها نیستی ...
AtisH <~~~~
قول ميدم و قتي كه نيستي عكستو بغل نگيرم
قول ميدم روزي هزار بار واسه اشکات نميرم
قول ميدم وقتي كه نيستي پاي عشق تو نسوزم
قول ميدم در انتظارت چشمامو به در ندوزم
ميدوني كه خيلي خستم
میدونی دلم گرفته
میدونی دوريت عذابه
ميدوني گريه ام گرفته
ميدونم بر نمي گردي
میدونم رفتي كه رفتي
هميشه تو مهربوني واسه اين قلب شكسته
واسه اين حس غريبم كه فقط دل به تو بسته
بيا بر گرد من كه قلبم تو رو از خونه نرونده
ديگه از آخر قصه حتي يك قطره نمونده
بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه . منم خیلی تنهام....
یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم. اخه میدونی من اینجا
خیلی تنهام....
بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه.
منم خیلی تنهام....
یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور.جایی که هیچ مزاحمی
نباشه. وقتی همه چیز حل شد
تو هم بیا اونجا. اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....
بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه.
منم خیلی تنهام....
یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم.
اخه میدونی من
اینجا خیلی تنهام....
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم.فکر خوبیه. منم خیلی
تنهام....
یه روز دیگه تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم.
اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم .فکر خوبیه . منم خیلی
تنهام....
حالا دیگه اون تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که بیشتر از اون
خوشحالم میکنه اینه که هنوز
نمیدونه که من خیلی خیلی تنهام
ديوانگيست... كه از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينكه خار يكي
از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم. كه همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينكه يكي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها كنيم
v^v^v^V^v^v^v^V
تو كه عاشق نبودي چرا گفتي عاشقي ؟
تو كه به كس ديگري دل داده بودي
چرا گفتي من اولين و اخرين ستاره ي قلبت هستم ؟
تو كه گفتي عشق در رويا نيست
چرا به من فهماندي كه عشق فقط تو كتاب هاست ؟
حال تو رفته اي بدون ان كه به چشمان با حيرت و اشكبار من بنگري....
و من هنوز در پي چوابي براي "چراهاي"بي پايانم هستم.......
يکي را دوست مي دارم
يکي را دوست مي دارم
ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش ميکنم شايد بفهمد از نگاه من
که او را دوست مي دارم
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست مي دارم
ولي افسوس او گل را به زلف کودکي اويخت
تا او را بخنداند
يکي را دوست مي دارم
يکي را دوست مي دارم

گاهی مسیر جاده به بن بست میرود گاهی تمام حادثه از دست میرود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند در راه هوشیاری خود مست میرود
گاهی غریبه که به سخت به دل نشست وقتی که قلب خون شده بشکست میرود

سكوتم را به باران هديه كردم
تمام زندگي را گريه كردم
نبودي در فراق شانه هايت
به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت
پیله نزنی . ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب
خوردم . تو هم از غصه دور خودت پیله بستی . ... حالا دومین باره که
عاشقت شدم ولی حالا من هنوز یه کرم سیبم و تو یه پروانه خوشگل تو پر
زدی و رفتی و من موندم و تنهایی ...

